عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

102

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) در طبقات « 1 » آمده است جفنهء نصرانى ، يكى از هم‌دستان غلام مغيرة بن شعبه در قتل عمر ، برادر رضاعى سعد بن ابى وقاص بود و در مدينه مكتب داشت ، و چه بسا زبانى غير از عربى درس مىداد ؛ زيرا محال است در آن زمان براى آموختن زبان قرآن به يك نصرانى نياز بوده باشد . ( 2 ) شيخ محمد نووى مالكى اهل جاوه در تفسيرش بر آيهء « اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ؛ « 2 » [ يوسف به پادشاه مصر گفت ] : مرا بر گنجينه‌هاى اين سرزمين بگمار كه من حفظ كننده‌اى دانا هستم » گويد : منظور از « عليم » ، دانا به انواع به كار گرفتن اموال است و دانا به زبانهاى غريبانى كه مراجعه مىكنند . « 3 » بخارى ، عنوانى در باب سخن گفتن به فارسى دارد و گويد : احاديث وارده در كراهت سخن گفتن به فارسى ضعيف است . مؤلف گويد : اينكه بخارى چنين بابى در كتاب جهاد آورده ، از اين جهت است كه با فرماندهان و حكمرانان عجم ، به ناچار بايستى سخن مىگفتند . ( 3 ) از عجيب‌ترين مطالب در اين باب ، قصه‌اى در مرآة الزمان سبط ابن الجوزى است راجع به عبد الله بن زبير كه يكصد غلام داشت كه هر يك به زبان جداگانه‌اى سخن مىگفتند و ابن زبير با هر كدام به زبان خودش سخن مىگفت ! در مورد پدرش زبير هم حكايت كرده‌اند كه يك هزار غلام خراجگزار داشت . ( 4 ) ابو عبد الله جعفر كتانى ساكن دمشق ، كتابى دارد در سخن گفتن پيغمبر ( ص ) به زبانى غير از عربى و شرنبلانى حنفى كتابى در احكام قرائت و كتابت قرآن به فارسى نوشته است . محمد عبد الحى لكنهويى ، كتابى در اداى ذكر به زبان فارسى دارد . در فتح البارى در كتاب جهاد گويد : پيغمبر بر همهء امتها مبعوث شده است ؛ پس مقتضى است زبان همه را بداند تا حرفشان را بفهمد و حرفش را به آنها بفهماند . البته مىتوان گفت به وسيلهء مترجم همين كار را مىتوان كرد و لازم نيست زبان همه را بداند . سيوطى در الاتقان گويد : در قرآن از پنجاه لغت نمونه هست ؛ همچون لهجهء قريش ، هذيل ، كنانه ، خثعم ، خزرج ، مدحج ، خزاعه ، غطفان ، جرهم ، ايمن ، أزد شنوءة ، كنده ، تميم ، حمير ، مدين ، لخم ، سعد ، عشيرة ، حضرموت ، سدوس ، عمالقه ، انمار ، غسان ، سبأ ، عمان ، بنو حنيفه ، تغلب ، طئ ، عامر بن صعصعة ، اوس ، جذام ، عروه ، نمر و يمامه ؛ و نيز از زبانهاى فارسى ، رومى ، قبطى ، حبشى ، بربرى ، سرياى و عبرانى كلماتى در قرآن وجود دارد . نيز سيوطى جزوهء مستقلى نوشته است تحت عنوان

--> ( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 258 . ( 2 ) . يوسف ، 55 . ( 3 ) . مقرى ، محمد بن عبد السلام ، مراح لبيد فى كشف معنى قرآن مجيد ، ص 403 .